وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

به دلیل به روز بودن وبیان از دیگر صفحه هات دیدن نمایید.

آخرین نظرات

۸۷ مطلب با موضوع «دل نوشت» ثبت شده است

حرف دلم برای مولایم:

| يكشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۲، ۰۴:۵۳ ب.ظ

" وبیان" به نقل از وبلاگ"دریای بصیرت" نوشت :


سلام صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)،من مرجانم اگرقابل بدانی من کنیزت میشوم برده حلقه به گوشت میشوم.. سرورم ،مولای من، پادشه دیار من، عشق من ،آقای من ،من کمم دیار من ناقابل است این زمین وآسمانات و کرات به فدای قدمت، آقا کنم جانم فدات؟!؛ تو بیا من با تمام عالمم میشوم خاک قدومت سرورم ؛تو بیا تا آسمان با ستاره های خود، خود را چراغانی کند، تو بیا تا عالمی خود را فداییت کنند.آقا مامنتظران منتظرت میمانیم.

وشعری برای تبریک امامت ان شاءالله که مورد قبول واقع بشه....

کاش تولد من هم می‌ماند برای بعد

| سه شنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۲۸ ب.ظ
" وبیان" به نقل از وبلاگ"کاریکلماتوریست" نوشت :

تولد غریبی ،است!

ساعت به صفر که می رسد اول اس ام اس می دهند،

هنوز اس ام اس را باز هم نکرده ای که زنگ می زنند!

برایت تولد، تولد، تولدت مبارک می خوانند و تو چقــــــــــــدر دلت صرف کردن فعل بعد را می خواهد!

کاش تولد من هم می‌ماند برای بعد،

به کجای دنیا بر می‌خورد؟!

http://naseron.ir/images/stories/m.p.jpg

راهیان عشق

| دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۲، ۰۶:۵۴ ب.ظ

" وبیان" به نقل از وبلاگ"رهپویان خورشید" نوشت :


حسین جان از کدام سمت به تو نگاه کنم؟  از کدامین جاده به سوی تو آغوش بگشایم. تنها می توانم بگویم باغچه کوچک قلب مرا فراموش نکن. دستانم خالی است برای تو چیزی ندارم. اگر بپذیری دلم را در گل برگها می پیچم و به تو هدیه می کنم تا شایسته قدومت باشد. قبل از هر چیز میخواهم از علاقه ام نسبت به تو بگویم، از دلتنگیم به شلمچه بگویم....

و چه زیبا حمید حسینی و دوستدار می سرایند

| پنجشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۲، ۱۱:۲۵ ب.ظ
" وبیان" به نقل از وبلاگ"گلنگون از دیار تنگستان"نوشت :

در قاب نگاه زمان چه بسیار گهر فرزندانی از این کهن دیار مهربانی را به نظاره می نشینیم که زمانی نیمکت نشین این دارالتعلیم عطوفت بوده اند و با دستان پر مهرشان احساس را به نقش و نما می کشیدند و بازی های کودکانه اشان در پسین گاهان و شباهنگام در آن ازمنه های دور طراوت را ارزانی می داشت و اکنون سایه سار کوچه ها تنهاست و آن کودکان دیروز که آوای بازی اشان دل شب را می شکافت و و همهمه ی ورودشان به کلاس درس طلوعی طلایی را به دلها هدیه می داد اکنون یا اسیر و هم آغوش خاکند یا سر در گریبان زندگی گلنگون مهد زیبایی تو را با تمام کوچه پس کوچه های مهربانی ات دوست می دارم.

" دلنوشته زیبا از حمید حسینی عزیز"

چند خطی به عشق سلطان عشق

| چهارشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۲، ۰۳:۰۲ ب.ظ




" وبیان" به نقل از وبلاگ "رهپویان خورشید"  نوشت :


وقتی بساط گریه مهیا نمی شود
وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود
وقتی تمام شب به در خانه کریم
در می زند گدا و دری وا نمی شود
وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب
این قلب مرده است مداوا نمی شود
یک راه مانده بهر تو آن هم
زیارت است

جامانده ای از قافله..........

| چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۹:۱۲ ق.ظ

" وبیان" به نقل از وبلاگ"صبح آدینه" نوشت :


کمی اهل دل باشی خیل عاشقان اباعبدا...الحسین(ع) را میبینی که با پای پیاده عزم زیارت کرده اند و تنها قوت و انرژی آنها جاذبه عشق حسین است و بس..........

من...از این قافله جا مانده ام
ولی دلم همراه آنهاست
دلم همراه با قدم های پدرم حرکت میکند
گوئی خودم در مسیرم

داشتن و نداشتن

| دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۱۸ ق.ظ

وبیان به نقل از وبلاگ آریس

به نام خداوند

وقتی یه چیزی هست یا یه کسی رو داری فکر اینکه اون چیز یا اون فرد نباشه اصلا به ذهنت نمیاد. یعنی با خودت میگی خب اینکه همیشه هست و بودنش عادی میشه. جالبه که برعکسش هم همیشه هست. وقتی چیزی رو میخوای و نداریش فکر میکنی هیچوقت این فقدان و نبودنه درست نمیشه و هیچوقت شرایط تغییر نمیکنه.

کاش قدر چیزا، آدما و فرصت هایی رو که داریم میدونستیم.

برای رسیدن هم کاش ناامیدی رو میشد کاریش کرد.