رستاخیز، فیلمی میلیاردی، برای برانگیختن غیرت دینی
" وبیان" به نقل از وبلاگ"بصیرت افزایی و ولایت مداری" نوشت:
سی و دومین جشنواره فیلم به اصطلاح فجر به پایان رسید و در اوج تاسف باید گفت فیلمی بیشترین جوایز این جشنواره را به خود اختصاص داد که اگر نگوییم ناکارآمدترین فیلم در موردتاریخ شخصیتهای مهم تاریخ اسلام و شیعه، بی شک یکی از ناکام ترین فیلم های تاریخ سینمای کشور در این حوزه بود.
برای ساخت این فیلم هیچ محدودیت مالی قایل نشده بودند و با هزینه های میلیاردی بازیگرانی از کشورهای عرب زبان منطقه از جمله لبنان، عراق، سوریه و کویت برای بازی در این فیلم به اصطلاح عاشورایی دعوت کرده بودند و درویش، کارگردان این فیلم به زعم خود خواسته بود گوشه هایی از وقایع کربلا و روز عاشورا را به تصویر بکشد.
فیلم پرادعای درویش از غلط های تاریخی، اشتباهات فاحش و تحریفات تاریخی و روایی سرشار است و به گفته اهل فن از نظر ضعف های تکنیکی و فنی نیز عاری از عیب نیست و بسیاری از نقادان از انتخاب بازیگران تا انتخاب لوکیشن ها و صحنه های مصنوعی درون این فیلم نقدهای فراوان کرده و این طور که شاهدیم حالا حالا ها این کارگردان باید پاسخگوی فیلم جنجالی خود باشد.
این ایرادهای فاحش محتوایی سبب شده است علی رغم صرف بیش از 40 میلیارد برای ساخت این فیلم از جیب بیت المال مظلوم، برای احترام به خاندان نبوی هم که شده از خیر اکران آن درگذریم.
ولی صدها سوال مانده در ذهن، در مورد این فیلم آزارمان می دهد. واقعا کارگردان از کدام عاشورا و کربلا روایت کرده است؟
چگونه می شود که یک فیلم ساز مسلمان با حمایت یک موسسه خوش نام بی ملاحظه وارد این چنین داستان هایی شود و در روایت کردن صحنه های عاشورا و وقایع کربلا تا این اندازه گستاخی به خرج دهد؟ و چه چیزی باعث شده که سازندگان فیلم به خود اجازه بدهند که در مورد داستان زندگی امام حسین(ع) به خیال پردازی های به دور از باور بپردازند؟ این فیلم اگر هدفش تاثیر گزاری و گشودن گره هایی از ذهن مخاطب در مورد وقایع 10 محرم سال 62 هجری بوده است قطعا به هدف خود نرسیده است.
یکی از علل اصلی تباهی فیلم رستاخیز عدم صداقت است. بسیاری از ما شاید تا کنون تعزیه های مختلفی رفته باشیم، این تعزیه ها به ساده ترین شکل برگزار می شود و تنها این روح حاکم بر تعزیه است که اشک از نهاد انسان بیرون می آورد و نیازی هم به این همه هزینه و رنگ و لعاب های گوناگون ندارد، رستاخیز روح ندارد و مهمترین نکته شاید همین باشد که تعزیه می گریاند و رستاخیز بیشتر شبیه داستان خیالی می ماند که در برخی موارد سیاسی محض و در پاره ای دیگر نیز رمانتیک و عاشقانه می شود.
بعد از اکران اولیه این فیلم حرف و حدیث و اعتراضات گسترده ای از سوی علما و روحانیون و مداحان و نیز نقادان سینما صورت گرفت و شاید اولین و شایع ترین اعتراضات در به نمایش گذاشتن چهره اهل بیت سیدالشهدا(ع) از جمله حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر(ع) و حضرت قاسم(ع) بود، این در حالی است که عموم مراجع نشان دادن تصویر ذواتمقدسه در فیلم ها را نهی کرده اند.
چگونه درویش به خود اجازه می دهد که چهره شبیه ترین افراد در سیما و اخلاق به پیامبر خدا را به نمایش بگذارد؟
کارگردان از خود نپرسیده که مردم ایران با اعتقادات عمیق مذهبی باور نمی کنند که حضرت عباس(ع) در روز عاشورا با خونسردی تمام تا کمر به درون آب فرات بروند؟ از کدام مقتل روایت کرده است و برای این حرکات نسنجیده خود دستاویز کدام روایت ها می شود؟
چرا باید علت توبه و بازگشت یکی از مهمترین شخصیت های روز عاشورا یعنی حر بن یزید ریاحی گفته نشود و در اقدامی خیال پردازانه، حرمله منحوس و شیطان سیما حذف شود و حضرت علی اصغر(ع) توسط چندین تیر انداز کشته شود؟ و خون آن حضرت که در همه روایات از عدم برگشتنش به زمین شنیده ایم بر سم اسبان بریزد؟ آقای درویش پس تیر سه شعبه یعنی چه؟
بهره گیری از زن و برقرار روابط شدید عاطفی و استفاده از زرق و برق های آن چنانی به گونه ای در رستاخیز به چشم می خورد که این سوال را در ذهن مخاطب پدید می آورد که آیا بدون این تراژدی های مصنوعی نمی شد مظلومیت خاندان رسول الله را به تصویر کشید؟ آیا بدون عشق بکیر و خواهر سلمان و بدون روابط عاشقانه دست و پا گیر، نمی شد عشق امام حسین(ع) را به نمایش گذاشت؟ اگر کنیزکان عشوه گر و زرق و برق های زندگی اعرابی و لباس هایی که حتی در این دوران هم به سختی پیدا می شوند نبود واقعه عاشورا را نمی شد به گونه ای به تصویر کشید که مخاطب جذب شود؟
40 میلیارد تومان که ولخرجی های مشابه آن در کشور ما کم نیست به نظر می رسد نتیجه ای جز برانگیختن غیرت دینی و جریحه دار کردن احساسات مردم ما در پی نداشته است و طبق معمول باید گفت «نوش جان»، ولی امیدواریم این فیلم آخرین فیلمی باشد که از طریق رابطه و دوستی با دولت، جذب سرمایه می کند و بر علیه عواطف ملت و بر علیه فرهنگ غالب بر جامعه فیلم می سازد.
و در پایان این را هم اضافه کنم که کسی مخالف و نهی کننده دولت از کمک های میلیاردی برای توسعه و ترویج فرهنگ اسلامی ایرانی کشور نیست ولی باید قبل از هزینه و خرج های هنگفت ابتدا شناخت صحیحی از محتوا و بازتاب عملکرد هنرمندان داشته باشند، نه تنها به صرف آشنایی و رابطه هزینه کنند بلکه باید اولاً طبق اصول و ضوابط مشخص و ثانیاً از هنرمند متعهد متدین که دل در گرو این دین و آیین دارد و فرهنگ و انقلاب اسلامی ما را به خوبی می شناسد حمایت کنند.
به قلم محمد امین حیدری
دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی
- ۹۲/۱۲/۰۳
تشکر می کنم بابت دوره مفید هادیان وبلاگ نویس که دیروز تو دانشگاه ما برگزار کردید.
با مطلب " چرا هر بسته شدنی سهم اصولگرایان می شود " به روز هستم.