وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

به دلیل به روز بودن وبیان از دیگر صفحه هات دیدن نمایید.

آخرین نظرات

۵۲ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

توصیه به فرستادن صلوات

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۱:۵۴ ب.ظ
یک روز به نخلستان می رفتم و شعرهای بی مفهومی را زمزمه می کردم

یکدفعه آنمرحوم را دیدم مرا صدا زدرفتم جلو
گفتم هر خدمتی از دستم بر آید در خدمتم.
 آن بزرگوار فرمود:

چرا اوقاتت را اینگونه بیهوده صرف می کنی

گفتم چطور شده آقا ؟

ارمغان فرهنگ لیبرالیستی اعتدالیون

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۱:۳۳ ب.ظ

مغالطات سریع القلم؛

http://naseron.ir/images/stories/18715_386.jpg

باید اذعان نمود اظهارات سخیف جناب مشاور آقای روحانی و توهین به ملت ایران در راستای نفی آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی صورت پذیرفت، لذا باتأمل در برخی مواضع و اندیشه های جناب سریع القلم به روشنی می توان عدم درک صحیح و واقعی جناب مشاور را از آموزه های اصیل انقلاب اسلامی را دریافت.

در روز های اخیر مواضع مشاور رئیس جمهور موجب سرخوردگی بسیاری از اقشار جامعه گردید،مواضعی که در متن خود بیانگر سیطر? فرهنگ منحط غربی بر اندیشه های برخی مسئولان دولت اعتدال می باشد،هم چنین باید گفت با مواضع اخیر این فرد هتاک و دیگر اقدامات نگران کنند? برخی متولیان فرهنگی قو? اجرایی کشور ،اعتبار و عیاراندیشه های  فرهنگی دولت اعتدال بر همگان آشکار گردید،لذا اعتراضات اخیر بسیاری از نخبگان فرهنگی نظام اسلامی و حتی هشدار های متعدد مراجع عظام تقلید به متولیان فرهنگی دولت اعتدال بیانگر رویکرد خطرناک برخی سیاست گذاری های فرنگی در جامع? اسلامی می باشد.

موج وبلاگی “بصیرت ماندگار “

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۴۴ ب.ظ


۹ دی حماسه ماندگاری که هوشیاری و مکتبی بودن ملت ایران را بار دیگر به اثبات رساند. یکی از...

موج وبلاگی بصیرت ماندگار.

زمستانه

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۳۴ ب.ظ

" وبیان" به نقل از وبلاگ"❀◕ ‿ ◕❀ SARYRA ❀◕ ‿ ◕❀" نوشت :


شبم  سرد


زمستانم سرد


ساکت و تنها


بازم بغضم گرفته


بازم دلم گرفته


حتی از خود خدا


نامه ای به پهلوون لبو فروش

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۴۰ ق.ظ
" وبیان" به نقل از وبلاگ"بصیرت افزایی و ولایتمداری" نوشت :

منبع: خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر
آقای لبو فروش سلام


خسته نباشی پهلوون

هوا هر روز سردتر می شود و ما قدر تو را بیشتر و بهتر می دانیم،  لبوی تو دلگرمی ما شده است و در این هوای ناجوانمردانه سرد، تدبیر تو برای ما دوای درد شده است و لبوی تو امید دل ما شده است و ما را کمی اعتدال بخشیده است.

به تو حق می دهم که اینگونه دلگیر باشی و به قول دوستم " احتمالا تو هم مثل من پیام انتخابات 22 خرداد را درک نکرده ای." راست میگویی آخر من و تو را چه به اینکه در مورد امور بین الملل اظهار نظر و دخالت کنیم، برویم کشکمان را بسابیم که این روزها قیمتش دوبل شده است.

گلدون وبلاگی استان بـــوشهر/3

| چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۵:۵۴ ب.ظ


لینک گلدون وبلاگی استان بـــوشهر/ 3 در سایت کشوری حرف تو



من راننده تاکسی هستم بوق بوق

| چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۴:۰۵ ب.ظ


" وبیان" به نقل از وبلاگ"آسمانی " نوشت :


من راننده تاکسی هستم بوق زدن را خوب بلدم، گاهی برای دوستان بوق می زنیم یعنی ای ول حال شما چطوره؟ بعضی وقت ها هم بوق می زنیم یعنی داداش بکش کنار دست از سر ما بردار، ما دلمان با شما نیست و از این حرف ها...

اما بعضی وقت ها هم بوق می زنیم که آه های داری کجا می رویف یه کم آروم تر اگه اینطوری بری زود کله می شی

و حالا یه بوق از همین نوع به دوست عزیزم خودم آقای سریع القلم مشاور محترم ریس جمهور می زنیم آهای کجا می ری بابا ما پای انقلاب ایستادیم

با وفا بی فایی چند

| چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۳:۲۷ ب.ظ


" وبیان" به نقل از وبلاگ"رهسپـاریم با ولایت تا شـهادت " نوشت :

ای روزگار ما بچه های محله صلح آبا، جبری، تنگگ و ... بوشهریم پای شما ایستاده ایم رای دادیم و حالا قصد داریم نظر بدهیم، چه کسی است که جلو ما را بگیرد، عملکرد مال ماست اما شما یک روز این ور هستید و یک روز آن ور.

تا کی می خواهید این گونه برخورد کنید، بی وفایی کنید، بی وفایی چند...

لبوی بی مزه بهتر از خیانت خوشمزه

| چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۳:۲۰ ب.ظ

" وبیان" به نقل از وبلاگ"  جنگ جنگ تا پیروزی "  نوشت "

من امروز سوار تاکسی شدم دیدم راننده تاکسی خیلی تو خودش بود و خلاصه بعد از چند دقیقه سفره دلش رو باز کرد و گفت که حق ما این نیست که کسی را که انتخاب می کنیم بعد به ما توهین کند و این چیز ها من تصمیم گرفتم که درد دل این راننده تاکسی را در وبلاگ بگویم.

این راننده تاکسی که محمد نام داشت گفت: ما لبوفروشان همان ساندیس خور ها هستیم، گاهی هم برای خرج زن و فرزند رانندگی تاکسی می کنیم، خانه که می رسیم کتاب هم می خوانیم آخر دانشگاه رفته هستیم اما کار گیرمان نمی آید.