توصیه به فرستادن صلوات
یکدفعه آنمرحوم را دیدم مرا صدا زدرفتم جلو
گفتم هر خدمتی از دستم بر آید در خدمتم.
آن بزرگوار فرمود:
چرا اوقاتت را اینگونه بیهوده صرف می کنی
گفتم چطور شده آقا ؟
- ۰ نظر
- ۳۰ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۴
مغالطات سریع القلم؛
باید اذعان نمود اظهارات سخیف جناب مشاور آقای روحانی و توهین به ملت ایران در راستای نفی آرمان ها و اصول انقلاب اسلامی صورت پذیرفت، لذا باتأمل در برخی مواضع و اندیشه های جناب سریع القلم به روشنی می توان عدم درک صحیح و واقعی جناب مشاور را از آموزه های اصیل انقلاب اسلامی را دریافت.
در روز های اخیر مواضع مشاور رئیس جمهور موجب سرخوردگی بسیاری از اقشار جامعه گردید،مواضعی که در متن خود بیانگر سیطر? فرهنگ منحط غربی بر اندیشه های برخی مسئولان دولت اعتدال می باشد،هم چنین باید گفت با مواضع اخیر این فرد هتاک و دیگر اقدامات نگران کنند? برخی متولیان فرهنگی قو? اجرایی کشور ،اعتبار و عیاراندیشه های فرهنگی دولت اعتدال بر همگان آشکار گردید،لذا اعتراضات اخیر بسیاری از نخبگان فرهنگی نظام اسلامی و حتی هشدار های متعدد مراجع عظام تقلید به متولیان فرهنگی دولت اعتدال بیانگر رویکرد خطرناک برخی سیاست گذاری های فرنگی در جامع? اسلامی می باشد.
۹ دی حماسه ماندگاری که هوشیاری و مکتبی بودن ملت ایران را بار دیگر به اثبات رساند. یکی از...
شبم سرد
زمستانم سرد
ساکت و تنها
بازم بغضم گرفته
بازم دلم گرفته
حتی از خود خدا
خسته نباشی پهلوون
هوا هر روز سردتر می
شود و ما قدر تو را بیشتر و بهتر می دانیم، لبوی تو دلگرمی ما شده است و
در این هوای ناجوانمردانه سرد، تدبیر تو برای ما دوای درد شده است و لبوی
تو امید دل ما شده است و ما را کمی اعتدال بخشیده است.
به تو حق می
دهم که اینگونه دلگیر باشی و به قول دوستم " احتمالا تو هم مثل من پیام
انتخابات 22 خرداد را درک نکرده ای." راست میگویی آخر من و تو را چه به
اینکه در مورد امور بین الملل اظهار نظر و دخالت کنیم، برویم کشکمان را
بسابیم که این روزها قیمتش دوبل شده است.
" وبیان" به نقل از وبلاگ"آسمانی " نوشت :
و حالا یه بوق از همین نوع به دوست عزیزم خودم آقای سریع القلم مشاور محترم ریس جمهور می زنیم آهای کجا می ری بابا ما پای انقلاب ایستادیم
" وبیان" به نقل از وبلاگ"رهسپـاریم با ولایت تا شـهادت " نوشت :
ای روزگار ما بچه های محله صلح آبا، جبری، تنگگ و ... بوشهریم پای شما ایستاده ایم رای دادیم و حالا قصد داریم نظر بدهیم، چه کسی است که جلو ما را بگیرد، عملکرد مال ماست اما شما یک روز این ور هستید و یک روز آن ور.
تا کی می خواهید این گونه برخورد کنید، بی وفایی کنید، بی وفایی چند...
من امروز سوار تاکسی شدم دیدم راننده تاکسی خیلی تو خودش بود و خلاصه بعد
از چند دقیقه سفره دلش رو باز کرد و گفت که حق ما این نیست که کسی را که
انتخاب می کنیم بعد به ما توهین کند و این چیز ها من تصمیم گرفتم که درد دل
این راننده تاکسی را در وبلاگ بگویم.
این راننده تاکسی که محمد نام
داشت گفت: ما لبوفروشان همان ساندیس خور ها هستیم، گاهی هم برای خرج زن و
فرزند رانندگی تاکسی می کنیم، خانه که می رسیم کتاب هم می خوانیم آخر
دانشگاه رفته هستیم اما کار گیرمان نمی آید.