وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

خانه مجازی وبلاگ نویسان استان بوشهر

وبیان | webyan.ir

به دلیل به روز بودن وبیان از دیگر صفحه هات دیدن نمایید.

آخرین نظرات

نامه ای به پهلوون لبو فروش

| شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۱۲:۴۰ ق.ظ
" وبیان" به نقل از وبلاگ"بصیرت افزایی و ولایتمداری" نوشت :

منبع: خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر
آقای لبو فروش سلام


خسته نباشی پهلوون

هوا هر روز سردتر می شود و ما قدر تو را بیشتر و بهتر می دانیم،  لبوی تو دلگرمی ما شده است و در این هوای ناجوانمردانه سرد، تدبیر تو برای ما دوای درد شده است و لبوی تو امید دل ما شده است و ما را کمی اعتدال بخشیده است.

به تو حق می دهم که اینگونه دلگیر باشی و به قول دوستم " احتمالا تو هم مثل من پیام انتخابات 22 خرداد را درک نکرده ای." راست میگویی آخر من و تو را چه به اینکه در مورد امور بین الملل اظهار نظر و دخالت کنیم، برویم کشکمان را بسابیم که این روزها قیمتش دوبل شده است.



می دانم ناراحتی تو از این باب است که تو را بیشعور و مشتری هر روزت یعنی راننده تاکسی را نادان خواندند و ادعا می کنند که مشاور دولت راستگویان و درستکاران و پرهیزگارانند. من جای تو بودم اینقدر بغض نمی گرفتم چون تو اولین بوده ای ولی آخرین نیستی. اگر این طور پیش برود کم کم به مشاغل آزاد هم می گویند نمی دانید و ترسم از آن روزی که به ما دانشجو ها هم بگویند درِ دانشگاه را ببندید و درستان را بخوانید که سیاست جای شما نیست، شما از این وادی هیچ نمی دانید و به شما چه مربوط؟!!! و ما را هم بیشعور بنامند. پس غم به دل راه مده که ما هم بعد تو ایم.

آقای لبو فروش غم به دل راه مده من کسی را می شناسم که دست تو را هم می بوسد، من کسی را می شناسم که می گفت: "یک موی کوخ نشینان بر همه ی کاخ نشینان ترجیح دارد، کسی را می شناختم که می گفت: "ملت باید الان همه شان ناظر امورباشند، اظهار نظر بکنند در مسائل سیاسی، در مسائل اجتماعی، در مسائلی که دولت عمل میکند" او همان بود که میگفت :"این پائین شهریها و پابرهنه ها اولیاء ما هستند، ولی نعمت مایند" . آقای لبو فروش او را امام امت خطاب می کردند ولی بعضی ها که پنبه در گوش خود فرو کرده بودند گفتند من و تو باید نابود شویم و زیر چرخ توسعه له شویم تا مملکت آباد و مدینه ما فاظله شود

 
آقای لبو فروش غم به دل را مده که صاحب اصلی این انقلاب شمایید. تو و همان راننده تاکسی که از اذان صبح تا نیمه های شب در سرما می مانید تا جلوی زن و بچه خود شرمنده نشوید و سر خم نکنید. صاحب این انقلاب همان پیرمرد و پیرزنی هستند که پینه های دستشان از هزاران مدرک دکترای امثال سریع القلم ها بیشتر در نزد ما ارزش و اعتبار دارد.

تا تاریخ ما بوده امثال این سریع القلم ها هم بوده اند، آخر این ها از اینکه تو وسطِ وسط میدان قد علم کرده ای از لبوی تو داغ تر شده اند. تو در این سرما پای لبوهایت و این انقلاب ایستاده ای و حتی ذره ای هم از آرمانهایت کوتاه نمی آیی و مثل امیرت حضرت خامنه ای به توافق با شیطان خوش بین نیستی و کشور هم تا کنون خرید و فروش نکرده ای. آنها از بودنت در وسط میدان اندوهگین اند ولی به خودت افتخار کن که امید انقلابی و ما هم به تو مفتخریم.

حیفم آمد این جملات امام (ره) را به این فجیع القلم ها نگویم

 پیر جماران می گفت: ما _ بحمدالله _ امروز همه دست اندر کارهایمان کاخ نشین نیستند، دولت ما یک دولت کاخ نشین نیست.آن روزی که دولت ما توجه به کاخ پیدا کرد، آن روز است که باید فاتحه دولت و ملت را بخوانیم..
 
می گفت: شما طبقه جوان برومند زاغه نشین، بر آن اشخاص کاخ نشین شرافت دارید، و شما هستید که اسلام را حفظ کردید.
 
آقای سریع اقلم بدان که ما پیرو آن امامی هستیم که فرمودند: "یک موی سر این کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ ها و کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد"، پس ما را از نیش و گزند تو باکی نیست.

 
لبو فروش عزیز " به دلت غم راه نده

نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم خواهد رفت

آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند"

به قلم: محمد امین حیدری

  • ۹۲/۰۹/۳۰

نظرات  (۱)

سلام
متشکرم
سوالاتتان را بفرستید
پاسخ:
سلام
خواهش می کنم انشاالله سنگرتان بیشتر از همیشه پابرجا باشه
خداقوت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">