من چادر میپوشم تا...
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار
بجنگند. . .من چادر میپوشم تا زهرایی زندگی کنم.
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...
من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...
- ۰ نظر
- ۲۴ خرداد ۹۳ ، ۱۱:۱۴
آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار
بجنگند. . .من چادر میپوشم تا زهرایی زندگی کنم.
آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...
من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...
" وبیان" به نقل از وبلاگ"بصیرت افزایی و ولایت مداری" نوشت:
ای به قربان مهر و وفایت جانباز عزیز
افسر توای یا من که هنوز صلواتی نداده ام تمام عالم خبردار شده اند
افسر توای که حتی دستانت را از آقا پنهان می کنی تا دلش بیشتر نشکند، نه من که هر روز خون به دلش می کنم
افسر توای ای عزیز دل، صفای جان
من از روی تو خجالت میکشم، از اخلاصت و از حیایت خجالت می کشم.
" وبیان" به نقل از وبلاگ" رهسپـاریم با ولایت تا شـهادت" نوشت:
سختی پوشیدنش در روزهای گرم را...
دست و پا گیری اش را...
" وبیان" به نقل از وبلاگ"دریـــــــــــــــــای بصیــــــــــــرت" نوشت:
وقتی دلم میگیرد همیشه به تو فکر میکنم آن زمان است که حرم زیبایت آنچنان در ذهنم مینشیند که انگار در حرمت هستم، احساست میکنم با تمام وجودم. صحن زیبا و با شکوه انقلاب را با تمام وجود حس میکنم گنبد طلایت جلوی چشمانم خود نمایی میکند بغض در گلویم میشکند وآسمان چشمانم بارانی میشود نمیدانم چه سریست و با دلم چه کردی ولی هرچه کردی زیباست چشمانم را سریع با دستانم پاک میکنم تا مانع دیدن حرمت نشود وترسی که همچون موریانه وجودم را میخورد ترسم مرا از تو بگیرد این سفر ونتوانسته باشم معرفت در کنار تو بودن را درک کنم و حرمت را سیر تماشا کنم قلبی که در سینه از شوق دیدارت شکسته و بغضی که از شادی رسیدن به تو در گلو با سکوت میشکند همه وهمه زیباست چون به شوق دیدار توست. آنجا جایی است که زائران در عرش با خدا سخن میگویند سخن با خدا در عرش همان است که آرزوی من وتو و خیلی هاست ..............
" وبیان" به نقل از وبلاگ"دریـــــــــــــــــای بصیــــــــــــرت" نوشت:
از حضرت باقر علیه السلام روایت شده که زیارت کنید مردگان را در روز جمعه که میدانند کیست که به زیارت ایشان رفته است شاد میشوند.
.
جا داره به همه اونایی که عزیزانشونو از دست دادن تسلیت بگم
حافظا دیدی که کنعان دلم بی ماه شد ، عاقبت با اشک غم کوه امیدم کاه شد ،
گفته بودی یوسف گمگشته باز آید ولی ، یوسف من تا قیامت همنشین چاه شد.
از صمیم قلب بهتون تسلیت میگم