درکتابی از "کوفی أنان" می خوانیم : سازمان ملل ناکام و"ابرقدرت ها" مردود دراخلاق انسانی
" وبیان" به نقل از وبلاگ"نجوا کنگان" نوشت:

تهیه وترجمه کتاب کوفی انان: دخالت زندگی درجنگ وصلح کوفی أنان کتابی را از تجربیات و خاطرات خود بعنوان دبیر کل سازمان ملل که در سال 2006، به پایان رسید نوشته است. و از موفقیت ها و شکست های خود گفته است.از اشتباهاتی که خلال دوره کاری اش مرتکب شده ، که ترجیها اکثر این ناکامی ها به اختیارات محدود منصب دبیر کلی سازمان ملل برمی گردد.
کوفی أنان اکنون در
شهرک دییپلمات ها در شهر ژنو سویس در«مؤسسه ی کوفی أنان» که در حال
تحقیق وپژوهش در پروژهای توسعه برای برخی کشورهای آفریقائی فعالیت دارد
مشغول است . .. و دوره مدیریت أنان هم زمان با جنگ درکوسووبود . وشورای
امنیت در اتخاذ تصمیات فوری وضروری برای پایان پایان بخشیدن به آن تاخیر
داشت .
و أنان اشغال عراق در سال 2003 بوسیله آمریکا را محکوم کرد وآن را «غیر
شرعی وغیر قانونی» نامید . درواقع کاری جز این نمی توانست انجام بدهد. و
"أنان "بعد از آن برای ایجاد دادگاه جنایات بین المللی برای مدت طولانی
بسیارتلاش کرد ، واز مبارزه طولانی روزنه ی امیدی را در خصوص بازکرد، واین
درحالی بودکه اعتراض برخی از ابرقدرت ها را بدنبال داشت . موفقیت های أنان
متمرکز ومحدود به درون سازمان ملل بود ونه
خارج آن!
.
شکست هایش به
حوادث دردناکی که ضمن آنها تعداد زیادی از انسان ها کشته شدند واو نتوانست
این قتل وکشتار ها را متوقف کند منتهی می شود وبرای مثال : سبرنیتسا 8000
کشته، رواندا 800,000 کشته . ولکن این قضایا چگونه اتفاق افتاد؟
"أنان" :«در رواندا فقط یک گروه نمایندگی بسیارکوچک داشتیم ، که می خواست بین حکومت وشورشی ها میانجی گری کند . تعداد سربازان مان بسیار کم بود. . ولکن وقتی أمر مذکور به درگیری مسلحانه کشیده شد ، إراده سیاسی رهبران کشورهائی که از آنان إرسال نیروی نظامی به رواندا انتظار داشتیم رنگ باخت. ودر سال 1994 جنرال رومیو دارلری" با تلگرافی (فاکس) از حدوث کشتار و نسل کشی همگانی هشدار داده بود . ولی سازمان ملل نیروی نظامی برای متوقف کردن آن در اختیار نداشت؟ ونهایتا اهتمام ما به این مختصر گردید که گروه نمایندگی مان را از
آنجا نجات دهیم. .
در ماجرای بوسنی وسومالی دست بسته بودیم . وابرقدرت ها حاضرنشدند کاری بکننند و دراین رابطه هیچ مساعدتی نکردند. و...
بار دیگر مرتکب اشتباه شدیم ، کشتار در"کیگالی "دریک یک دوره کوتاه مدت اتفاق افتاد . ولی این کشور شاهد قتل وکشتار بصورت سراسری بود. . وممکن نشد ازخارج این جریان متوقف شود. ارسال نیروی نظامی از سوی سازمان ملل احتیاج به مجوز از شورای أمنیت داشت ، کما اینکه استقرار نیرودر چنین وقایعی نیاز به سه ماه وقت دارد. بعضی از کشورها ی بزرگ از حقیقت ماجرا خودرا کنارشیده واظهار بی اطلاعی می کردند ، واین حرف صحیح نبود. "همه کاملا مطلع بودند».
«أمر مختلف در بوسنی. ایالات متحده مایل به إرسال نیروی نظامی نبود . بلکه فقط به بمباران هوائی در کشور مایل بود . أما کشورهای أروپائی برای إرسال نیروی نظامی اعلام آمادگی کرده ، وبا بکار گیری نیروی هوائی مخالف بودند . ومواضع آنها متناقض بود . شهر سربرنیتسا را منطقه امن اعلام کردیم . وفقط گروه کوچکی از نظامیان بتعداد 400 سرباز در اختیارداشتیم . وعلیرغم نظارت شدید ، از طرح ناگهانی صرب ها که یکباره به شهر حمله کردند و 8000 نفر رادرانجا کشتند بی خبر مانده بودیم ».
دراین کتاب از تلاش های سخت وپیگیر خود برای نجات جان صدها هزار نفر از جامعه ی بشری که روزانه با معضلات وتهدیدهای فوق العاده روبرو بودند گفته است بصعوبات .
و انصافا این کتاب ازأخلاق ومبارزه ی صادقانه که «به سیاست واقع بینانه » معروف است واین می بایست در سیاست بین المل رعایت می شد بسیار سخن آورده شده است . . .
در این کتاب به تفسیر سیاست بین المللی بعد از جنگ جهانی پرداخته است ، ومشکلات بزرگی که دراین دوره نتیجه این سیاست بود. . ومشروح تعامل دول در مطالبات متناقض را عرضه می کند ، وأهداف إنسانی که موسسات بین المللی دنبال می کردند کشورهای قدرتمند از آن فرار می کردند . واین کتاب از سیاست پیشگی ابرقدرت های جهانی، و شکست أخلاقی شان پرده می دارد.
کوفی أنان از سخنرانی سراسر دروغ پردازی "کولن پاول "وزیر دفاع امریکا در شورای أمنیت در خصوص برخوداری عراق دوره ی صدام حسین از أسلحه ی کشتار جمعی ، نقطه شروع آن جنگ تجاوزکارانه بود . و پس از ان باعث روسیاهی آمریکا شد نیز توضیح داده است. ... ابرقدرت ها راضی نیستند که سازمان ملل نیروی نظامی اختصاصی داشته باشد. و می گویند اگر نیروئی همباشد باید تحت فرماندهی آنان قرار گیرد.؟
کوفی أنان در ادامه می نویسد: به رختخواب می رفتم ولی تصاویرکشته شدگان مرا رها نمیکرد. و خواب از چشمم می گرفت . دربازدید از مناظره زنده ی کشتار ها ی انسانی ؛ اشک هایم بی اختیار سرازیر می شد ولی نمی توانستم حسب حس عاطفی ام اقدامی بکنم!!
سال گذشته سعی کردم سوریه را از نابودی نجات بدهم وطرح شش ماده ی راپیشنهاد دادم . که تا کنون نتیجه نگرفته ام ....که طرفین و پایان دهندگان جنگ در آن کشور باید به در پشت ماجرا به توافقی دست یابند ....
دوره ی مدیریت در سال 2006. پایان یافت واین در حالی بود بسیار درهم شکسته ، خسته بودم وخاصه بعد ازانکه اخبار فساد وتبه کاری و ناتوانی درمؤسسات ودستگاههای وابسته ی سازمان ملل نیز نشت کرده بود. أما پیشنهاداتی برای اصلاح ساختار سازمان ملل که باید بی طرفی محض را در جهان داشته باشد ، وهچنین اعاده نظردر ترکیب شورای أمنیت، وإلغاء ( برداشتن) حق نقض (وتو) از اعضای دائم مطرح نموده ام.
تهیه وترجمه:نجوا کنگان
- ۹۳/۰۳/۲۳