این کتاب پاسخ می دهد: چه زمانی رویای جنگ افروزی آمریکا و اسرائیل علیه ایران درهم شکست؟
" وبیان" به نقل از وبلاگ"نجوا کنگان" نوشت:
کتاب جنگ محتمل بین امریکا واسرائیل علیه ایران با عنوان "الطریق إلى الحرب" مسیر به سوی جنگ 1/1/2011

دکتر فضل طلال العامرى،نویسنده ی عرب؛ در کتاب "الطریق إلى الحرب"، «مسیر بسوی جنگ »که انشارات دار هلا للنشر، آنرا به چاپ رساند ه بود . سناریوهای جنگ محتمل بین أمریکا وإسرائیل علیه إیران وهم پیمانان رصد وبررسی کرده است، واین پژوهشگرمصری در 142 صفحة این کتاب در قطع متوسط إستراتژی أمریکا وإسرائیل را در منطقه خلیج فارس ، وتاریخ چگونگی روابط إیران و أمریکا، وبرجسته ترین موضوعات برنامه اتمی إیران، وآثاروعوارض آلودگی إشعه ی در صورت بمباران تاسیسات هسته إیران را مورد تحقیق قرار داده است.
و
العامرى در صدر کتابش برای سال 2011 به تعدادی نشانه وعلائم که به
احتمال اقدام ایالات متحده وإسرائیل به حمله نظامی علیه إیران اشاره می
کند، ، ازجمله تشدید تحریم ها علىه إیران، وتوقف تعامل با شرکت های
إیرانی در موضوع بنزین ، و.. انتشار خبر "نیویورک تایمز" در نصب موشک های
"باتریوت" درکشورهای عرب حوزه ی خلیج فارس واظهارات تهدید امیز رئیس امنیت
ملی آمریکا جیمز جونز.را طبقه بندی کرده است.
وهمزمان با آن جنگ رسانه ای و روانی را برضد إیران به هدف تسریع در راه حل سیاسى بحران هسته ای شدت بخشیدند ،ولکن إیران مواضعش را حفظ کرده وتقویت بخشید .
وهمچنان با پایبندی برمواضع خود همواره از راه حل سیاسی استقبال می کند. و آمد وشد های دیپلماتیک ادامه دارد.
واین
روند باعث شد تا أمریکا تأکید بر گزینه ی نظامی بر روی میز همراه گزینه
های دیپلماسی دیگر را مرتب تکرار کند. و تکرارعبارت پیشین ، موجب طرح
این سئوا ل شد
آیا این تهدید حقیقى ؟ و ممکن است هرلحظه تبدیل به یک برنامه جنگی علیه إیران شود؟.
واتخاذ
چنین تصمیمی از سوی أمریکا گزینه ی آسان وساده چه در تصمیم گیری وچه
دراجرا نبود، زیرا مسئولین أمریکائی خود براین موضوع اتفاق نظر نداشتند
...
وأکثریت مسئولین أمریکا معارض جنگ ووانرا راه حلی مردود بشمار می آوردند ویا حداقل این گزینه را در این زمان مناسب نمی دانستند .همچنین بسیاری از فرماندهان نظامی ومسئولین اطلاعات مرکزی وبیشتر دمکرات ها و جزئی از جمهوری خواهان موافق با جنگ نبودند. عناصر اطلاعاتی أمریکا نیز گزارش می دادند برای تغییر روش نظام سیاسى إیران غیر از جنگ راههای دیگری ، از جمله کمک مالی به برخی گروههای سیاسی معارض إیران ملی یا قومیتی وجود دارد ، وفشار داخلیً علىه نظام إیران مناسب تر است ، وبر این مطلب درمقاله ی "سیمور هرش" در مجله نیویورکر تحت عنوان "آماده سازی میدان جنگ " تاکید شده است . که درآن نوشته شده بود أمریکا صدها ملیون دلار را برای بی ثبات کردن ایران درنظر گرفته وتدارک دیده است ودرقالب فعالیت ها ی محرمانه ، وحمایت ازأقلیت جدا شده ازحکومت در تهران ساماندهی می کند.. بخصوص اینکه افکار عمومی ایالات متحده آمادگی پذیرش جنگ جدید نا معلوم در نتائج، نداشت خصوصًا بعد از شکست ها ی پشیمان کننده أمریکا در عراق وأفغانستان.
وفى در همان زمان مسئولین إیران، نیز احتمال جنگ را ناچیز می دانستند و اعتقاد داشتند أمریکا در وضعیتی نیست که به جنگ روی بیاورد . در عین حال إیران استعداد تام را برای شروع مذاکرات بر أساس احترام متقابل وحسن نتیت وبدور از ادبیات دیکته وتهدید اعلام کرد.
ودر کنار آن، فرماندهان نظامی ایران با هوشیاری از اینکه در یک جنگ ناخواسته غافلگیر نشوند فضای بازدارندگی ایران را تقویت می کردند. آنها با استمراردر سلسله مانورهای نظامی در منطقه خلیج فارس به جنگ روانی و رسانه ای أمریکا،پاسخ می داده وبا رونمائی از تجهیزات و جنگ افزاری های نظامی دریا و خشکی به وحشت ازائی در وجود یک تجاوزگر احتمالی پرداختند، با اینکه آماده سازی هرکدام از این مانور ها به وقت بسیاری نیاز داشت و لی، أسلحه ی کارگرفته شده در این مانورها دلایل گسترده وقوی در جدیت پاسخ إیران به هر گونه تجاوز بود.
بعنوان مثال موشک "شهاب 3"که در این مانورها بنمایش در آمئ مجهزة به مرمی جنگی وانفجاری بود، ، که با وضعیت دقت در برد و نقطه زنی حقیقی بر أساس معادلات ریاضی محاسبه می شد وسپاه پاسداران انقلاب اسلامی "الباسداران" این قاعده ی جدید را در مانورها پیاده کرد ، واینگونه بود که تحلیل گران نظامی پیام این رفتار اختصاصی إیران مبنی بر جدیت پاسخگوئی در هر حمله احتمالی دریافتند وبویژه اینکه إیران نوعی موشک زیر آبی را عرضه کرد که شناور های متجاوز را از أعماق آب هدف قرار می داد، واین شگفتی جدیدی، برای غرب بود. وبا وجود حضور نیروها وپایگاه ها و جنگافزار های نظامی آمریکا در منطقه این موارد می توانستند أهداف متنوعی برای پاسخ إیران بشمار می رفتند ، وبا این اوضاف خصوصًا ؛ حقیقت مهمی روشن شد وآن اینبود جنگ أمریکا علىه إیران تفریح نبوده و مشابه آنچه در أفغانستان یا عراق، اتفاق افتاد نخواهد بود و دایره عکس العمل فراتر از محاسبات متعارف خواهد بود . وفراموش نکرند که طرف إیرانى در نفس ومسیر طولانی تحمل نبرد مثل جنگ عراق و إیران از حریف آمریکائی خود برجسته تر است . ونشان دهنده إصراروتوانمندی إیران در پاسخگوئی به هر گونه تجاوز خارجى با هر حجمی است./ تهیه وترجمه: نجوا کنگان
- ۹۳/۰۳/۱۶