در کتابهای درسی چه میگذرد؟! (1)
" وبیان" به نقل از وبلاگ"دیلمی یل" نوشت:
چندماه قبل نقدی نوشتم بر کتاب جدیدالتالیف انگلیسی پایهی هفتم و اشکالات بنیادی آن را نشان دادم. ولی ظاهراً مشکل کتابهای درسی منحصر به کتاب انگلیسی نیست! در زیر فقط یک صفحه از کتاب زمینشناسی سوم دبیرستان را زیر ذرهبین میگذارم تا مشخص شود در کتابهای درسی ما چه میگذرد. در این نقد متأسفانه فرصت نیست شلختگیهای قلمی و عدم انسجام نثر کتاب را نشان دهم، پس فقط بسنده میکنم به مسائل علمی این یک صفحه.
نخست یک جمله از کتاب نقل میکنم و سپس توضیحی در زیر آن اضافه میکنم.
من صفحهی 2 کتاب را انتخاب کردهام که تقریباً شروع مباحث کتاب است و آنچه ذکر میکنم منحصراً مندرج در همین یک صفحه است. کتابی هم که در اختیار دارم چاپ چهاردهم (!) زمینشناسی سال سوم است و در سال 1391 بهچاپ رسیده است.
وجود هواکُره در اطراف زمین آن را از هرگونه آسیبی در امان نگهداشته است.
بیانی کاملاً کمدقت! هواکره شاید بتواند شهابسنگهای کوچک را بسوزاند و جلوی تشعشعات مضر خورشیدی را (تا حد زیادی) بگیرد ولی مسلماً نمیتواند زمین و حیات موجود در آن را از خطر اصابت شهابسنگهای بزرگ محافظت کند. اگر چنین کاری از هواکره ساخته بود، قطعاً جلوی شهابسنگی به قطر تقریبی 10 تا 15 کیلومتر را که 65 میلیونسال قبل به زمین اصابت کرد میگرفت و مانع از انقراض دایناسورها و درصد قابل توجهی از دیگر گروههای جانوری میشد. ولی نهتنها اینگونه نشد که با اصابت این شهابسنگ به زمین، پنجمین انقراض دستهجمعی طول تاریخ حیات بهوقوع پیوست و دایناسورها را برای همیشه از گردونهی حیات خارج ساخت. دایناسورها خانوادهای متنوع و بسیار موفق بودند که بهمدت تقریباً 170 میلیون سال (بخش اعظم دوران مزوزوئیک یا حیات میانی) بر تمامی زیستگاههای زمین فرمانروایی کردند و اجازه بروز و ظهور به پستانداران ندادند. بنابراین هواکره صرفاً قادر است زمین را از «برخی» آسیبها محافظت کند نه از «هرگونه» آسیبی.
مطالعهی بقایای باقیمانده موجودات زنده در سنگها نشان میدهد که امکان تدوام حیات بر روی زمین وقتی میسر شد که در هواکره لایه ازون تشکیل گردید.
از ترکیب نامأنوس «بقایای باقیمانده»(!) که بگذریم (احتمالاً منظور مطالعهی فسیل موجودات زنده بوده است)، نویسنده مدعی است وجود لایهی ازون سبب تداوم حیات شده است. این ادعا به شهادت شواهد فراوان دیرینشناختی کاملاً غلط است. از زمانی که نخستین آثار حیات در حدود سهمیلیارد و پانصد میلیونسال قبل ظاهر شدند تا زمانی که برخی موجودات میکروسکوپی (سیانوباکتری ها...) به تولید اکسیژن آزاد پرداختند و این اکسیژن آنقدر زیاد شد که در جو زمین درصدی را به خود اختصاص داد، بیش از یک میلیارد سال فاصلهی زمانی وجود دارد. یعنی بیش از یک میلیارد سال حیات (بیهوازی) تدوام داشت تا اینکه بهتدریج نوبت به حضور اکسیژن جوی رسید، و بعد به تشکیل لایهی ازون انجامید ( توضیح آنکه اکسیژن جوی حاصل ترکیب دو اتم اکسیژن و ازون حاصل ترکیب سه اتم اکسیژن است). اگر مدت بیش از یک میلیاردسال، تدوام حیات محسوب نمیشود پس منظور از تداوم در نظر نویسندهی محترم چیست؟!
البته در این شکی نیست که حضور اکسیژن جوی تأثیری شگرف بر شکل و قیافهی حیات نهاد و به یمن آن موجوداتی پدید آمدند که عمده ترین ممیزهشان پرسلولی بودنشان بود و شکل غالب حیات تاکنون حیات مبتنی بر اکسیژن بوده است، ولی این مطلب هیچ ربطی به ادعای عجیب و اشتباه نویسنده ندارد.
... با جلوگیری از ورود اشعه مضر به بخشهای سطح زمین، اکسیژن کافی برای نفسکشیدن در اختیار موجودات زنده قرار گرفت.
اگر کسی اندک اطلاعی از مفاهیم تکاملی داشته باشد و جملهی فوق را بخواند بیتردید به سطحیبودن آن پی خواهد برد.
اینگونه نبوده است که موجودات دچار تنگی نفس بودهاند و رنج فراوان میبردهاند تا اینکه نهایتاً اکسیژن جوی بر سرشان نازل شد و آسودهشان کرد! تکامل موجودات و شرایط زیستمحیطی طبیعت چنان ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و چنان درهم تنیدهاند که بیشباهت به تار و پود قالی نیستند. لحظهبهلحظهی رخداد تکامل وابستگی تام و تمام به لحظهبهلحظهی دگرگونیهای زیستمحیطی داشته است و دارد. به همان درجهای که ـ فرضاً ـ اکسیژن حضور داشته است، گیریم یک صدم درصد در جو، به همان نسبت هم موجودات به همین یک صدم درصد احتیاج داشتهاند و نه بیشتر. تکامل و تغییرات زیستمحیطی، طی فرآیندی بسیار کند و تدریجی، پابهپای هم جلو رفتهاند. اگر میزان کسیژن جوی بالا میرفت بیتردید موجودات متناسب با آن تکامل مییافتند و اگر پایین میآمد نیز همانطور. اینگونه نبوده است که موجودات متناسب با اکسیژن 5 درصد تکامل یافته باشند ولی اکسیژن جوی در حد 2 درصد باقی مانده باشد! اگر میزان اکسیژن جوی، 2 درصد بوده است پس چگونه موجودات سرخود و بیدلیل، متناسب با اکسیژن ناموجود 5 درصدی تکامل یافتهاند؟؟!
امیدوارم اکنون متوجه سطحیبودن جملهی کتاب شده باشید.
نکتهی عجیب دیگر در این جمله این است که عدم ورود تشعشعات مضر به داخل جو زمین را عاملی برای حضور اکسیژن در جو زمین دانسته است! حضور اکسیژن ربطی به عدم ورود تشعشعات مضر به داخل جو زمین ندارد. این بیان بسیار کمدقت و غلط بیشتر به بیانی شاعرانه و احساسی میماند تا شرح یک واقعیت علمی.
سیلهای ویرانگر سالهای اخیر، طوفانهای سهمگین، گرمای کشنده برخی قسمتهای کره زمین، قحطی و خشکسالی، همه و همه از نشانههای بیتوجهی ما نسبت به هواکره است [!]
در این شکی نیست که انسان، خصوصاً در یکصد سال اخیر آسیبهای جدی به طبیعت وارد کرده است ولی کیفرخواستی که نویسنده ارائه کرده است هیچ تناسبی با واقعیتهای زمینشناختی ندارد. سیلهای ویرانگر، طوفانهای سهمگین، گرمای کشنده برخی مناطق، قحطی و خشکسالی تقریبا در تمامی ادوار تاریخ حیات، بیش و کم، وجود داشتهاند. اگر آغاز حیات پرسلولی را با تسامح از آغاز دورهی کامبرین (حدود 550 میلیون سال قبل) بدانیم، ظهور انسان هوشمند آسیبزن به طبیعت، نهایتاً و در سختگیرانهترین حالت ممکن به پنجهزارسال قبل میرسد. یعنی یک صد و ده هزارم، در قیاس با بازهی 550 میلیون ساله!
پدیدههای زمینشناختی و هواشناختی نامبرده از ویژگیهای کرهزمین است و تقریباً در تمامی ادوار اخیر زمین قابل مشاهده و ردیابی است و بههیچوجه منحصراً حاصل فعالیتهای انسان نبوده و نیست.
فراموش نکنید که آنچه خواندید صرفاً بررسی یک صفحهی این کتاب درسی بود. نه اشکالات این کتاب منحصر به این یک صفحه است و نه صرفاً کتاب زمینشناسی پایهی سوم است که مبتلا به چنین وضعیتی است. کتاب زمینشناسی پایهی چهارم داستان خود را دارد!
نویسندگان محترم این کتاب حتی منابع و ماخذ کتاب را هم ذکر نکردهاند که بدانیم این مدعیات ریشه در کجاها دارند!
البته آنچه در بالا آمد و مطالب بسیار بسیار زیادی که فرصت بررسی نیافت مسلماً در هیچ کتاب معتبر زمینشناسی و دیرینشناسی جایی ندارند.
امیدوارم وزارت فخیمهی آموزش و پرورش از خواب گران اعصار و قرون برخیزد. امیدوارم...
- ۹۲/۱۲/۲۲