یکروز گرم در سرمای سرد و استخونی بوشهر خوشمزه!!
" وبیان" به نقل از وبلاگ "صـــــــــدای باران" نوشت :

دیدار با یک خانواده شهید
آری مهم ترین اتفاق من در بین این همه دغدغه روزانه
سر زدن به خانواده شهدا همرا با دانشجویان دانشگاه پیام نور بوشهر که جا داره از دوست عزیزم محمد امین حیدری هم تشکر کنم که مرا دعوت کردند.
ساعت 16 به سمت منزل شهید حرکت کردیم
آدرس داده بودند خیابون فرودگاه کوچه شهدا! محمدامین بگرد من بگردم خلاصه گشتیم نبود نشونی از کوچه شهدا.

آخرش با زحمت این محله بدون تابلو رو پیدا کردیم. محله ای که 24 شهید داده است تقریبا هر کوچه این محله یک شهید نثار این وطن کرده است از شهید 15 ساله بگیر تا شهید سقای جبهه(شهید میگلی نژاد فرمانده بسیج وقت بوشهر که در حین آب آوردن برای رزمندگان،خمپاره به سطل آب خورد و شهید شد) تا شهید شجاع مجید مراد زاده دلاور مرد و شیردل بوشهری که زبانزد خاص و عام بوده است ولی امروزه بسیار گمنام است

دیدار با یک خانواده شهید
آری مهم ترین اتفاق من در بین این همه دغدغه روزانه
سر زدن به خانواده شهدا همرا با دانشجویان دانشگاه پیام نور بوشهر که جا داره از دوست عزیزم محمد امین حیدری هم تشکر کنم که مرا دعوت کردند.
ساعت 16 به سمت منزل شهید حرکت کردیم
آدرس داده بودند خیابون فرودگاه کوچه شهدا! محمدامین بگرد من بگردم خلاصه گشتیم نبود نشونی از کوچه شهدا.

آخرش با زحمت این محله بدون تابلو رو پیدا کردیم. محله ای که 24 شهید داده است تقریبا هر کوچه این محله یک شهید نثار این وطن کرده است از شهید 15 ساله بگیر تا شهید سقای جبهه(شهید میگلی نژاد فرمانده بسیج وقت بوشهر که در حین آب آوردن برای رزمندگان،خمپاره به سطل آب خورد و شهید شد) تا شهید شجاع مجید مراد زاده دلاور مرد و شیردل بوشهری که زبانزد خاص و عام بوده است ولی امروزه بسیار گمنام است
آری این ستارگان زمینی که در آسمان بیشتر از محله مادری خودشان آوازه شهرت و اسم و تابلو دارند این شفاعت کنند گان بهشتی که خیلی ها برایشان کم میگذارند. حتی من و شما! چرا هیچ اسمی از شهید مجید مراد زاده در اینترنت نباید پیدا شود؟ چون ما کم گذاشتیم.
مگر نمی گویند شهدا چراغ هر شهری هستند پس چرا ورودی بوشهر بی چراغ است، ورودی سرد و ساکت و خاموش لایق این سرزمین شهید پرور نیست؟؟ چرا تابلوهای شهدا را نباید در ورودی بوشهر مشاهده کرد؟
از اینا بگذریم چرا کوچه و محله خودشان را به اسمشان نامگذاری نمی کنند؟؟ تا مرحمی باشد بر دل داغذار مادرانشان!
کوچه ای با 24 شهید اما بدون اسم... جای بسی تعجب دارد...
ساعت 16:21 است وارد منزل شهید مجید مراد زاده می شویم،سمت راست حیاط اتاقی کوچک با وسعتی به اندازه آسمان با محبت به روی ما باز شد.
مادری مهربان،پیر و شکسته روی تخت نشسته با لبی خندان و لهجه ای شیرین از ما استقبال می کند و سرتاپا پر از نشاط می شود.
مادر سلام! مادر درود بر دستان زحمت کش تو... کاش میشد با تمام وجودم بر دستان مبارک تو بوسه میزدم کاش..
مادر از شهید می گوید از پدر شهید که سال 76 دار فانی را وداع گفتند و بار سفر بستند و به پیش فرزند 20 ساله خود مجید رفته است می گوید
از رشادت و شجاعت مجید با لهجه شیرین بوشهری برایمان تعریف می کند گاه بغض می کنم و اشک در چشمان جمع می شود و اما مادر با ما شوخی میکند تا ما بخندیم دل انسان میگیرد
به راستی ما چقدر از این گنجینه ها و سرمایه های شهدای بهره میبریم و خاطرات فرزندانشان را از انان می شنویم
پاسی از شب گذشته و حرف های ناگفته زیاد است ولی باید سخن را کوتاه کنم یاد تمام شهدا گرامی باد و درود بر روح مجید مرادزاده...
92/9/19 بوشهر شهر شهدا
سخن آخر از شهید مجید مراد زاده
" همین گریه های مادران شهید داده است که سیلی از اشک را رها می سازد وکاخ ستمگران و ظالمان را از ریشه می کند و در گورستان تاریخ دفن می کند . در آخــر از خانواده عزیزم می خواهم که راه امام را دنبال کنند که راه امام راه اسلام است و راه خدا- ۹۲/۰۹/۲۶