دیدار با پدر و مادری صبور و هنوز منتظر.......!
دیروز رفتیم دیدار خانواده شهیدی از شهدای خلیج فارس
شهید مجید مبارکی
شهیدی
که در مهر ماه سال 66بهمراه دیگر یاران در مقابله با ناوهای آمریکایی دعوت
حق را لبیک می گوید و به درجه رفیع شهادت نایل میشود و جنازه مطهرکش برای
همیشه در دریای نیلگون خلیج فارس می ماند تا ما فراموش نکنیم که این خلیج
همیشه خلیج فارس است...خلیجی که مدیون خون جوانان این سرزمین است!
دیروز رفتیم دیدار خانواده شهیدی از شهدای خلیج فارس
شهید مجید مبارکی
شهیدی
که در مهر ماه سال 66بهمراه دیگر یاران در مقابله با ناوهای آمریکایی دعوت
حق را لبیک می گوید و به درجه رفیع شهادت نایل میشود و جنازه مطهرکش برای
همیشه در دریای نیلگون خلیج فارس می ماند تا ما فراموش نکنیم که این خلیج
همیشه خلیج فارس است...خلیجی که مدیون خون جوانان این سرزمین است!
پای صحبتهای مادر و پدر گرامی شهید نشستیم
مادر
شهید از گذشته برایمان گفت،زمانی که فرزند برومندش در جبهه های حق علیه
باطل میجنگید،روزهایی که حتی پسرش به مرخصی نمی آمده و دلیلش این بوده که
جوانان دیگر در جنگ باشند و من در استراحت و فراغت؟!
مادر که اشک در
چشمانش حلقه زده بود تعریف میکرد که آن روزها به تشیع پیکر شهدا که می رفتم
با خود فکر میکردم چقدر سخت است که آدم پسرش را با دستان خود به خاک
بسپارد،بعد که به پسرم مجید میگفتم پسرم دیگر نرو من طاقت ندارم بدن تورا
به خاک بسپارم و پسرش جواب داده که از کجا میدانی من شهید شوم جنازه ام بر
میگردد.....؟!و برنگشت....خودش میدانست و بارها به این موضوع اشاره کرده
بود!
پدر شهید اما دلش گرفته بود،از روزگار،از بی وفایان به خون
شهدا،از بی محلی ها،از کنایه ها....و شاید از ما که هیچ چیزمان مثل شهدا
نیست....!
خلاصه جای شما دوستان سبز،خیلی خوش گذشت.
آخرهم از مادر شهید خواستیم برامون دعا کنه که بتوانیم راه شهدا را ادامه بدهیم.
انشاا...
- ۹۲/۰۹/۲۶